روزها…

- تونر پرینتر تمام شده، می روم اتاق بغلی که کارگزینی باشد تا یک صفحه چاپ بگیرم. همینطور که منتظرم، در میان نامه های در حال تایپ آنجا یکی را باز می کنم که سربرگش نوشته استعفا: آقای *** بدینوسیله از تاریخ فلان با استعفای شما موافقت می شود و برای تسویه مراجعه فرمایید. رونوشت به ایکس وایگرگ و زد. چاپ را می گیرم، می دو ام داخل اتاق و به بچه ها می گویم که فلانی می خواد استعفا بده. می خندم و برایش خوشحالم که از این زباله دانی گریخت. توی ذهنم خطاب به دخترک تایپیست می گویم می شود یک روز هم نامه مرا تایپ کنی؟ به خوشی و خرمی بروم. بروم دنبال آرزوهایم، دنبال آنچه که باید می شدم و نشدم…

- کیف بزرگ مشکی افتاده پایین تخت، لای خرت و پرتهایی از قبیل ژورنال مدل ها برای طراحی پر از زنان زیبای آلمانی و ترک که فیگورهایشان برای طراحی عالی ست. لای مداد کنته و زغالی و کاغذهای کاهی و آ۳، تخته شاسی و هزار چیز دیگر. کیف بزرگ مشکی داخلش یک دوربین است که بهای گزافی برایش داده ام. اما دیگر واقعا از عکاسی نا امید شده ام. از خودم، از شرایط زندگی ام، از اینکه کوچکترین فرصتی ندارم و به من داده نخواهد شد. متنفرم از دختر بودنم، راستی روز دختر بود، روز دختر، روز نه در، مبارک. متنفرم…

- صبح ساعت هفت و سی و پنج دقیقه نشده می پیچم داخل چهارراه استانبول، پر از صرافی های کوچک و بزرگ با صف طولانی آدمهای خواب آلود که برای خرید دلار جا گرفته اند، میانشان زنهای چادری روستایی با چادرهای خاکی و پوستهای ضخیم تیره نشسته اند برای دلار؟!؟ اینها چه می گویند این وسط نمی دانم. بعد از ظهر که دارم برمی گردم، زنان دیگری با همان شکل و شمایل جلوی صرافی منتظرند. آمده اند دلار ارزان تر بخرند؟!؟

- ساعت چهار و خورده ای ست، کیفم را روی دوشم می گذارم که در اتاق بروم بیرون، یکی از همکارها میزش کنار در است، برای خداحافظی با بقیه مکث می کنم و می بینم آن همکار مورد نظر چطور سرتاپای مرا (که سه سال است با هم در یک اتاق کار می کنیم) دید می زند. از نگاه چندش آورش به اندازه خودش متنفرم. از شما مردها متنفرم. خوشحالم که انقدر احمق و بیچاره و کوته نظرید. گرچه از زن بودنم خیری نصیبم نشد، ولی شکر می کنم که تبدیل به جنس مذکری با ابعاد ذهنی ذره بینی نشدم که فقط به رضایت خاطر یک تکه از بدنش فکر می کند.

Posted on یکشنبه, مهر ۱۸م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۰۸ ق.ظ. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

Leave a Reply