<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای درون</title>
	<atom:link href="http://inside.raoros.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://inside.raoros.com</link>
	<description>Just another WordPress weblog</description>
	<lastBuildDate>Sun, 09 Jan 2011 12:34:39 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1</generator>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای  با پدرام</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1389/10/152/comment-page-1/#comment-62</link>
		<dc:creator>پدرام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/?p=152#comment-62</guid>
		<description>سلام
قسمتی از وبلاگتو خوندم.چی دارم که بگم؟هیچی.شاید بعدتر چیزی بگم ولی الان خسته تر از اونی هستم که بتونم روی چیزی تمرکز کنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
قسمتی از وبلاگتو خوندم.چی دارم که بگم؟هیچی.شاید بعدتر چیزی بگم ولی الان خسته تر از اونی هستم که بتونم روی چیزی تمرکز کنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای There is always something با مهدی</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1389/08/there-is-always-something/comment-page-1/#comment-56</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/?p=145#comment-56</guid>
		<description>یه دوستی داشتم که پزشی می‌خوند! بعد یادمه که چند سال پیش که ترم اول و دوم بود، همش میومد گیر می‌داد که تو فلان مریضی رو داری و من فلان یکی رو!
منظورم اینه که خیلی‌ها با خوندن علائم بیماری‌ها فکر می کنن خودشون اون مریضی رو دارن! خیلی‌ها هم با فکر کردن به چیزای منفی همه اونا رو به خودشون تحمیل می کنن!
بگذریم...
من اگه رفیق نزدیک و صمیمیت بودم یکی محکم می‌زدم تو سرت! می‌گفتم زود این وبلاگ رو پاک کن! بجاش بچسب به مونولوگ!!! بی خیال شغلت شو! یا حدالقل خودت رو موظف به فعالیت‌هایی کن که دوست داری!
بعد دوباره محکم‌تر می‌زدم تو سرت!!! حیف که دوست صمیمیت نیستم! ;)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه دوستی داشتم که پزشی می‌خوند! بعد یادمه که چند سال پیش که ترم اول و دوم بود، همش میومد گیر می‌داد که تو فلان مریضی رو داری و من فلان یکی رو!<br />
منظورم اینه که خیلی‌ها با خوندن علائم بیماری‌ها فکر می کنن خودشون اون مریضی رو دارن! خیلی‌ها هم با فکر کردن به چیزای منفی همه اونا رو به خودشون تحمیل می کنن!<br />
بگذریم&#8230;<br />
من اگه رفیق نزدیک و صمیمیت بودم یکی محکم می‌زدم تو سرت! می‌گفتم زود این وبلاگ رو پاک کن! بجاش بچسب به مونولوگ!!! بی خیال شغلت شو! یا حدالقل خودت رو موظف به فعالیت‌هایی کن که دوست داری!<br />
بعد دوباره محکم‌تر می‌زدم تو سرت!!! حیف که دوست صمیمیت نیستم! <img src='http://inside.raoros.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای In the End&#8230; با مهدی</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1389/05/in-the-end/comment-page-1/#comment-54</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/1389/05/#comment-54</guid>
		<description>زهرا خیلی داری گوشه گیر می‌شی! آدم تا نخواد که تکون نمی خوره! والله من نمی‌تونم مثل شما خوب حرف بزنم و بنویسم! ولی دلایلت رو نمی‌فهمم واسه ثابت موندن! اگه شغله! می‌تونه عوض شه یا اضافه شه! اگه هم جمع و اجتماع باشه که بازم راه داره!
امیدوارم فاز inside هر چه زودتر عوض شه!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زهرا خیلی داری گوشه گیر می‌شی! آدم تا نخواد که تکون نمی خوره! والله من نمی‌تونم مثل شما خوب حرف بزنم و بنویسم! ولی دلایلت رو نمی‌فهمم واسه ثابت موندن! اگه شغله! می‌تونه عوض شه یا اضافه شه! اگه هم جمع و اجتماع باشه که بازم راه داره!<br />
امیدوارم فاز inside هر چه زودتر عوض شه!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای روزها با ehsan</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1389/07/screeeeewed/comment-page-1/#comment-51</link>
		<dc:creator>ehsan</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/?p=139#comment-51</guid>
		<description>یه پیشنهاد واسه مشاوره. خانم هاجر یادگاری. تو کلینیکه حکمت ه. آدرس: خ ولیعصر-نرسیده به سه راه توانیر-نبش کوچه مریم-پ2283- طبقه اول
تلفن:88671489
خیلی خانوم معقول و مشاوره دهنده خوبیه...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه پیشنهاد واسه مشاوره. خانم هاجر یادگاری. تو کلینیکه حکمت ه. آدرس: خ ولیعصر-نرسیده به سه راه توانیر-نبش کوچه مریم-پ۲۲۸۳- طبقه اول<br />
تلفن:۸۸۶۷۱۴۸۹<br />
خیلی خانوم معقول و مشاوره دهنده خوبیه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای In the End&#8230; با ehsan</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1389/05/in-the-end/comment-page-1/#comment-43</link>
		<dc:creator>ehsan</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/1389/05/#comment-43</guid>
		<description>وقتی این ها نوشته میشه که اینقدر تنها میشه آدم و چند بار هم که از روی اکراه به چند نفر واسه حرفاش چنگ میندازه بد تو ذوقش می زنن...
اعتراف می کنم اینو که از گودر خوندم و یادم نبود مال کیه این بلاگ, اشک ریختم و دلم شکست...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی این ها نوشته میشه که اینقدر تنها میشه آدم و چند بار هم که از روی اکراه به چند نفر واسه حرفاش چنگ میندازه بد تو ذوقش می زنن&#8230;<br />
اعتراف می کنم اینو که از گودر خوندم و یادم نبود مال کیه این بلاگ, اشک ریختم و دلم شکست&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای قوم شناسی با احسان</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1389/04/%d9%82%d9%88%d9%85-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/comment-page-1/#comment-41</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/?p=127#comment-41</guid>
		<description>حرفتو قبول دارم و در زمن ویژگی های جالبی هم از آدم ها تو ذهنت حک می شه...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حرفتو قبول دارم و در زمن ویژگی های جالبی هم از آدم ها تو ذهنت حک می شه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای از مملکتی که داریم با .</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1388/10/%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%85%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85/comment-page-1/#comment-38</link>
		<dc:creator>.</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/?p=101#comment-38</guid>
		<description>بسی خوفناک بود نوشتت !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بسی خوفناک بود نوشتت !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای wtf? با غریبه</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1388/08/wtf/comment-page-1/#comment-35</link>
		<dc:creator>غریبه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/?p=90#comment-35</guid>
		<description>شرایطتتو درک می کنم. اما اینجوری نگو. مگه میشه خدا به آدم خواسته هاشو نده؟
همه هر از چند گاهی چنین حسی پیدا می کنن. حسرت گذشته رو می خورن. حسرت اون چیزی که انتظار داشتن بشن. طبیعیه. تو این شرایط فقط یه خورده بردباری و توکل نیازه....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شرایطتتو درک می کنم. اما اینجوری نگو. مگه میشه خدا به آدم خواسته هاشو نده؟<br />
همه هر از چند گاهی چنین حسی پیدا می کنن. حسرت گذشته رو می خورن. حسرت اون چیزی که انتظار داشتن بشن. طبیعیه. تو این شرایط فقط یه خورده بردباری و توکل نیازه&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای been shocked با غریبه</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1388/07/been-shocked/comment-page-1/#comment-30</link>
		<dc:creator>غریبه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/?p=84#comment-30</guid>
		<description>نوشته هانو همیشه می خونم. می خونم چون واقعا لذت میبرم. پس خواهشن به ترک وبلاگ نویسی فکر نکن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نوشته هانو همیشه می خونم. می خونم چون واقعا لذت میبرم. پس خواهشن به ترک وبلاگ نویسی فکر نکن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای been shocked با مهدی</title>
		<link>http://inside.raoros.com/1388/07/been-shocked/comment-page-1/#comment-29</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://inside.raoros.com/?p=84#comment-29</guid>
		<description>سلام، اینجا واقعاْ درونیه!!! من موندم تو این درون چکار می‌کنم. شاید چون خیلی خلوته، شایدم...
خواستم یه چیزی بگم. اما قبلش آرزو می‌کنم زودتر خوب شی و بری بانک!!! :D  اون حرفم هم اینه که همه چیز تقصیر خودته! هم مریضی، هم کتابا، هم این وبلاگ، هم اون وبلاگ، و حتی من!!! آخه آدم قهته من بیام این کامنتای مزحک رو بذارم؟؟؟ (واسه خودمم تازگی به این نتیجه رسیدم)
آخر شبه مخم هم واقعاْ خستس. اگه دوست داشتی این کامنت رو پاک کن. یعنی پاک کن. چه دوست داشتی چه نداشتی!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام، اینجا واقعاْ درونیه!!! من موندم تو این درون چکار می‌کنم. شاید چون خیلی خلوته، شایدم&#8230;<br />
خواستم یه چیزی بگم. اما قبلش آرزو می‌کنم زودتر خوب شی و بری بانک!!! <img src='http://inside.raoros.com/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' />   اون حرفم هم اینه که همه چیز تقصیر خودته! هم مریضی، هم کتابا، هم این وبلاگ، هم اون وبلاگ، و حتی من!!! آخه آدم قهته من بیام این کامنتای مزحک رو بذارم؟؟؟ (واسه خودمم تازگی به این نتیجه رسیدم)<br />
آخر شبه مخم هم واقعاْ خستس. اگه دوست داشتی این کامنت رو پاک کن. یعنی پاک کن. چه دوست داشتی چه نداشتی!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

